عسل پرنسس مامان و بابا

خاطرات شیرین دخترم عسل


 

 friend - emoticonswallpapers.com

 

 

I LOVE YOU HONEY

کمک عسلی به مامان سارا

    عسلم تو این چند روز که من داشتم خونه تکونی میکردم به شما خیلی خوش گذشت چون هرکاری که دوس داشتی   میکردی و کسی کاری باهات نداشت.   اینم عسل خوشحال     عسل در حال بالا رفتن از نردبان     اینجام رفتی  روی میز و میخوای کولر روشن کنی     توی سینک ظرفشویی........     بازم روی میز     اینام که ........   اخرین مدل لباس پوشیدن تو زمستون   دیگه از بس کمک کردی خسته شدی وخوابیدی     عمه بابا از مکه اومده و مهمونی داده بود شمام رو میز نشستی داری ناز میکنی    ...
15 دی 1392

این چند روز

    از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ،    رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ،    دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ،   رویایی که همان دنیای من است،   و تویی که همان دنیای منی….     عسلم چند روز بود که تب داشتی و تبت پایین نمی اومد.  اصلا حال نداشتی از این انفولانزاها گرفته بودی . حالا خیلی بهتری و تبت هم قطع شده ولی هنوز سرفه میکنی  امیدوارم که خیلی زود بهتر بشی عروسکم .     عاقبت عروسک بیچاره       ...
15 دی 1392

عسل یک سال ونیمه

      عروسکم امروز ، ١٨ ماهه شدی . چیزی نمانده تا تولد دو سالگی ات . چیزی نمانده تا بهار آمدنت ... بهار که جای خود ، تو همین زمستان را هم ، بهار کرده ای . همین که باشی ، بهار هم هست . اصــــــــلا" بهار ، یعنی تو ...   مبارک باشه ١٨ ماهه شدنت ، زیبای من .   دوست ت دارم ، قــدر مهربانیِ خدا ...             ...
15 دی 1392

بدون عنوان

    عسلم امروز واکسن 18 ماهگیت زدیم البته با 4 روز تاخیر   دختر خوبم زیاد گریه نکردی و حالت هم به لطف شربت خوبه   دیگه از شر و اکسنهام  خلاص شدی هوراااااااااااا.     ...
15 دی 1392